تبليغاتX
پناهگاه

پناهگاه

سلام به همه!

امیدوارم حاله همه خوب باشه.این روزا شعر کمتر سراغمو میگیره.

با سه تا کار کوتاه جدید در خدمتتونم.منتظر نظراتتونم.

شاد باشید

 

 

(1)

پوچ می کند

لبخند پاییز

دستان درختان را

             برگ به برگ

 

(2)

گُل دست تو بود

و سینه ی من

پوچ...

 

(3)

خدا هم اداری شده

مسجدها ساعت کاری دارند!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388 9:58 توسط "علی شهریاری" |


 

سلام به همه ی دوستان!

شرمنده که بعد از مدت طولانی با یه کار قدیمی

 به روز میشم.سرم خیلی شلوغه.درسای دکترا،

 تدریس توی آزمایشگاه، دبیری کانون ادبی

دانشگاه و آنفولانزای نمیدونم چی چی تمام

 وقتم رو گرفته.بازم عذر میخوام انشالله از این

 به بعد مرتب تر به روز میشم.

 

منتظر نظرات خوبتون هستم.

شاد باشین

 

 

                                   فردا

 ديروز

بايد كنار مي زد

دست هاي بيشمار درختان را

                                غروب

تا شاعري

   واژه

       واژه

          بغضش را بشكند بر سنگ

             ð

امروز

تاول هاي سبز و

سرهاي سربلند سيماني

با لبخندهاي آهني را

كنار كه بزند

شايد

شاعر ي بيدار شود

با پيشاني به جوهر نشسته

در كابوس مچاله ي كاغذ

           ð

فردا...

 

 

+ نوشته شده در شنبه 9 آبان1388 22:40 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

بعد از يه مدت طولاني دوباره در خدمتتونم.معذرت ميخوام بابت اين دير كرد.نماز و روزه هاتون قبول!

حقيقتن ميخواستم از حال و هواي اونجا بنويسم ويا شعر هاي نصفه و نيمه ي اونجا رو كامل كنم و براتون بذارم ولي نشد.يعني نه تونستم از حال و هواي اونجا بنويسم و نه شعرا كامل شد، نميدونم شايد يه وقت ديگه.

چند روز پيش يكي از دوستان ازم يه شعر يا جك راجع به توپولوف خواست كه حاصلش رباعي زيره!يه سپيد گو كه بخواد رباعي بگه بهتر از اين نميشه!!!

يكي از آخرين كارام كه يه كار ضد جنگه رو ميذارم.منتظر نظراتتون در موردش هستم.

شاد باشيد و التماس دعا

 

 

 

 

                توپولوف

بايد كه سفر روي تو با يك توپولوف

با ديده ي تَر روي تو با يك توپولوف

اي آنكه به فكر خودكشي هستي تو

بايد كه دَدَر روي تو با يك توپولوف

 

 

 

 

              ماشه را بكشيد

بوي حلوا

  در حنابندان جنگ

                  زمين را فتح كرده

مسلسل ها كِل مي كشند

تانك ها سُرنايشان صداي دُهل مي دهد

و جنگنده ها با باران نُفل هاشان،سخاوتمندانه ميگذرند

تا مدال هاي شجاعت شاباش فرمانده اي شود

                             در امن ترين ساختمان پايتخت

ماشه را بكشيد

تقصير آن ها نيست

ما سربازها

مي ميريم

براي سلام نظامي فاتحان

و قانع ايم به چند جمله از هزار ساله ي تاريخ

                                                  در پاورقي

آری!

ما موهاي زائد فرمانروايانيم

پيچيده در پرچم وطن

تا

 گرگ و ميش صلح

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388 0:41 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

یه روز قبل از رفتن به مكه يه كافي نت پیدا کردم۰

جاي همه اينجا واقعن خالي! با هيچ كلمه اي نميشه حال و هواي اينجا رو توصيف كرد۰ از مسجد النبي يا غربت بقيع يا...

باورم نمیشه باید اينجا رو ترك كنم.

يه شهر از آقاي سعيد رحيمي ميذارم.اميدوارم توي مكه هم بتونم كافي نت پيدا كنم و حال و هوا رو باشما قسمت كنم.

راستي اينم شماره ي منه اينجا:

۰۰۹۶۵۹۱۷۳۰۹۴۶ 

(كد عربستان فكر كنم ۰۰۹۶)

التماس دعا 

 

 

تا آيه آيه سورة كوثر مقدس است

شان تو اي مليكة محشر مقدس است

بال بهشت فرش قدمهات مي شود

يعني مقام عصمت مادر مقدس است

قلبي كه فاطمية غمهات مي شود

نذر نگاه تو شده ، ديگر مقدس است

تا روضه روضة تو و گريه براي توست

اين اشكهاي پاك و مطهر ، مقدس است

بانو به احترام تو و عطر نام تو

گلهاي ياس سبز و معطر مقدس است

وقتي كه ريخت پال و پرت بين كوچه ها

ديگر گل بنفشة پرپر مقدس است

دور و بر بقيع تو بانوي بي نشان

حتي غبار بال كبوتر مقدس است

خونت نوشت بر تن تاريخ تا ابد

هر كس شود فدايي رهبر مقدس است

+ نوشته شده در سه شنبه 30 تیر1388 11:26 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

از لطفی که به من داشتید ممنونم.

حدود دو سال پیش یه شعر گفتم که میذارم. منتظر نظراتتون هستم.

ببخشید که دیر به روز میشم.این روزها توی گرگان درگیر آماده کردن شرایط برای برگزاری یازدهمین کنگره علوم خاک ایران(یکی از مهمترین اتفاقت در گروه خاکشناسی که هر دو سال یه بار هست) هستم.خیلی خسته و مشغول.در ضمن انشالله ۲۵ تیریه سفر خیلی خاص دارم (حج عمره دانشجویی) دقیقن روز بعد از تموم شدن کنگره.لطفن دوستان حلالم کنید.

شاد باشید

 

 

    چند زخم دیگر؟

 

شانزدهم

هجدهم

و...

چند زخم دیگر

                باید بردارد؟

تن تمام تقویم ها

تا آزاد شود

                آزادی

بی  نگهبانی

            مراقب پروازش

چند زخم دیگر؟

انسان با انسان

                  برابر می شود

و خدا با خدا

           برادر

چند زخم دیگر؟

تبدیل می شوند

ایست بازرسی ها به ستاد استقبال

زندانها به میهمانسرا

وجنگ

       کابوسی که هیچکس خوابش را نمی بیند

چند زخم دیگر؟

نقشه های نیم سوخته ی جغرافیا

فراموش میکنند مرزها را

و شاعر

  شب را ژنرالی نمی بیند

                                که بر سینه بینهایت ستاره دارد

چند زخم دیگر؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر1388 19:53 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

بعد از يه مدت طولاني دوباره به روز شدم.بعد از  انتخاباتي كه انجام شد اولن اينترنت قطع بود و دومن حال و روز خوشي نداشتم و حتا خبر قبوليم توي آزمون دكترا اونقدرا خوشحالم نكرد.منتظر نظراتتون هستم.

شاد باشين.

 

    خيابان

هنوز خيابان نشده ام

تا خط كشي ام كنيد

 

     كلاغ پَر

كلاغ!

پَر

نه!سوختي

اينجا كلاغ هم زهره ي پرواز ندارد

 

       پرواز ممنوع

تير بارانم كنيد

قوانين پرواز بي معني ست

براي پرنده ها

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388 22:34 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

پیش از هر حرفی بگم که به خاطر امتحان دکترا(گرگان) و سرماخوردگی شدید(که هنوز رفع نشده) و مصاحبه برای استخدامی(تهران) و... دیر به روز شدم. ببخشید.

هفته پیش اتفاق وحشتناکی در مسجد علی ابن ابوطالب زاهدان افتاد(که همه میدونین).که باز هم مثل حادثه تاسوکی دچار سانسور شدید خبری شد.شبکه های مختلف در کل شاید کمتر از ۳۰ دقیقه در چند روز حادثه این خبر رو پوشش دادند(البته شبکه استانی هامون  اینگونه نبود).این درحالی بود که در همون حال چند انفجار تروریستی در پاکستان شده بود که همین صدا وسیما علاوه بر پوشش خبری وسیع برنامه های برای تفسیر و بحث در مورد این اتفاقات با کارشناسان سیاسی داشت!!!

ما مرز نشینها چه گناهی کردیم؟؟؟حالا قضیه را با انفجار شیراز مقایسه کنید!دلیل این برخورد دو گانه چیست؟مگه ما ایرانی نیستیم؟تا کی صورت مسئله رو پاک کنیم ولبخند بزنیم که ما امنیت داریم.

درد و دل زیادی دارم که بماند برای بعد فقط یکی رو میگم:دوست خوبی به اسم هلم وویت دارم که اهل آلمانه(اونجا با هم آشنا شدیم و چند بار هم ایران اومده ).برای کنگره خاک دوباره داره میاد ایران. وقتی دعوتش کردم که بیاد به شهرم(زابل) در جواب ایمیلم پس از تشکرو عذر خواهی کرد و گفت سفارت آلمان توصیه میکنه به دلیل مشکلات امنیتی به این مناطق نریم!!!بگذریم که خیلی از هموطنانمون هم چه تصورهایی از استان ما دارند!!!

بماند.یه طرح برای حادثه تروریستی زاهدان میذارم.(این حادثه یه عملیات انتحاری بود و شعر خطاب به اون تروریست و همفکراشه که البته نگاهی مذهبی و تفرقه افکنانه دارند).منتظر نظراتتون هستم.

 

 

 

         اندیشه

شش میلیارد انسان

یک میلیارد مسلمان

کمی فکر کن

سپس خودت را منفجر کن

                         تکسلولی! 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388 0:45 توسط "علی شهریاری" |


 سلام به همه دوستان!

سومين كنگره ملي شعر سيستان، هفتم وهشتم ارديبهشت در مجتمع فرهنگي اداره ارشاد شهرستان زابل برگزار شد. شاعران مختلفي از سراسر كشور و همينطور شاعران بومي سيستان (چه آنها كه ساكن سيستان بودند و چه آنها كه اصالتن اهل سيستان بودند و خارج استان زندگي مي كردند) در اين كنگره شركت كردند. لازم به ذكر است كه در اين دو شب استقبال مردم بي نظير بود و خيلي ها مجبور شدند ايستاده برنامه ها را مشاهده كنند.

شاعراني كه از خارج استان دعوت شده بودند عبارت بودند از استاد محمد علي بهمني (بندر عباس)، سعيد بيابانكي (اصفهان)، آقاي خير آبادي (مشهد) و شاعران جواني چون مريم رزاقي (مازندران)، عليرضا بديع (نيشابور) و محمد جواد شرافت (قم).

شاعران سيستاني ساكن خارج استان عبارت بودند از استاد رئيس الذاكرين،ابراهيم سرحدي، آرمين و آقايان فرزاد مرداقلي، حميد يعقوبي و مهدي مشايخي.

شاعران بومي ساكن سيستان كه همه عضو انجمن شعر « آزاد سرو سيستان» هستند، عبارت بودند از داوود مختاري، ساناز شهنوازي، ماشالله خليلي، ليلا سنچولي، زهرا ساري، طيبه گلزايي، مرضيه و منيره رخشاني نيا، محمود شاهرودي،ابراهيم ميش مست، محبوبه كلبعلي، ساغر فاتحي (از دانشجويان دانشگاه زابل و اهل استان كرمان) وعلي شهرياري (خودم). البته بعضي ديگر از شاعران بومي مثل سعيد اسكندري، فهيمه كده اي، سهيلا صالحي و ... بودند كه متاسفانه به خاطر كمبود وقت فرصت شعر خواني به اين عزيزان نرسيد. البته جاي شاعراني چون استاد عباس باقري، وحيد كيخا، غلامحسين پيري،ابراهيم محمودي، محمد مير، محمد علي گله بچه و... بسيار خالي بود كه البته دليل عدم حضور هركدام فرق مي كند و بماند براي ...

در روز دوم دو كارگاه شهر با حضور شاعران انجمن آزاد سرو و آقايان خيرآبادي، بديع، مشايخي و آرمين برگزار شد. مجري اين برنامه آقاي سلطانعلي جهانتيغ از شاعران خوب بومي كه البته ساكن كرج مي باشند، بود.

بگذريم، من هم دو شعر اونجا خوندم كه ميذارم و منتظر نظراتتون هستم.

شاد باشيد

 

 

 

 

 

(1)

كابوس درخت

        پاييز و تبر نيست

كابوس درخت

         بي پرندگي ست

 

 

(2)

لالايي انفجار

آب از سر تشنگي ام گذشت

گلويم را كه بريدند

                 نفت جاري شد

وكاشفان به خدايان خبر دادند

-        بايد پيامبري فرستاد

هنوز ادامه دارد

افسوس و خشكسالي

و خوابشان نمي برد

                كودكان كج خُلق روستا...

                     *

بر چاك چاك لبهايم، هذيان شاعري ست:

لالايي انفجار

آهنگ خواب اين قرن است

بخواب

      بخواب

شير خشك، خشكيده

در پستانهاي لاستيكي مادر

و گرم نمي شود ديگر

             آغوش فلزي پدر

بخواب

      بخواب

لالايي انفجار

آهنگ خواب اين قرن است

 

+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388 1:57 توسط "علی شهریاری" |


سلام به همه!

یک کار کوتاه میذارم. منتظر نظرات سازنده تون هستم.

 

             خواب

بوی گورستان گرفته، دستانم

                              عصر پنجشنبه

              *

شب

چند نفس عمیق قرض می گیرم

                                   از یاس ها

چند بوسه ی سرخ

                      از فلفل

فوت می کنم به فانوس ماه

حالا

تاصبح

    خوابت را می بینم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388 23:27 توسط "علی شهریاری" |


 سلام به همه!

دوست گرامي و شاعر جوان همشهريم خانم "مرضيه رخشاني نيا"اولين مجموعه ي شعر خودش رو با عنوان "چشم هاي زيتوني"چاپ كرد. اين كتاب توسط انتشارات"فصل پنجم"در 64 صفحه و شامل 38 قطعه شعر سپيد (اكثرن كوتاه) منتشر شده است. براي اين دوست عزيز آرزوي بهترين ها رو دارم.

چند شعر زيبا از اين كتاب رو براتون ميذارم.

شاد باشين

 

 

كوچ

كاش پرستو بودم

و فكر مي كردم

اين خانه به دوشي

اسمش كوچ است

  

جاده

در چشم هاي نارنجي ات چه مي گذرد

كه دائم

از چشم هاي زيتوني ام گذر مي كني

***

اگر نگاه تو هواي رفتن دارد

لااقل بگذار

جاده را از پيش پاي تو بردارم

دست هاي من مدت هاست

از حنجره ات درخت مي سازند.

 

 تمام دريا

بيرون

خاك مي بارد

داخل خانه

باران

يك نفر تمام دريا را

به چشمهايش دوخته

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388 0:6 توسط "علی شهریاری" |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

در این پناهگاه
جز واژه چیزی نمی یابی
در، واژه
دیوار و سقف ،واژه
پنجره نیز
من اینجا تنها واژه ها را می شمارم
در انتظر تو
من اینجا به انسان فکر می کنم
به شعر
این نازنین نوزاد
با مادرانی که نبودنشان آنها را زایید!
من اینجا به دنیای بدون مرز فکر می کنم
کافی ست انسان ها
تنها یک لحظه
یک لحظه
درچشم های تو نگاه کنند
عاشقانه
آه! در طلوع کدام واژه میبیینم ات؟
کدام...
علی شهریاری


سرخوش و شادمانه فریاد برکشیدم:/ای شعرهای من،سروده و ناسروده!/سلطنت شما را تردیدی نیست/اگر او به تنهایی/خواننده شما باد!/"احمد شاملو"


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

آمارهای جالب جهانی
دانلود انواع کتابهای صوتی
دانلود رایگان انواع کتاب
یک سایت مفید برای روزه داران خارج از کشور
سايتي بسيار جالب براي مشاهده آناتمي بدن انسان
افزودن سايت يا وبلاگتان به 150 موتور جستجو در جهان
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387



پیوندها

کوچه های بعد از تو - کانون ادبی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
آناهیتا فرحبخش
سید مهدی علوی - تخته سیاه چشمهای تو
زهرا ساری
رضا شهریاری
عليرضا بديع-بهاراندام
وحید رحیمی نژاد
مجله پیاده رو
مجله وازنا
کتاب شعر
مجله شعر
کانون ادبیات ایران
ادبستان
Holm
Eli
Kathleen
داود صیاد
پل پلاسی
سمیه
ابوالفضل حاجی زادگان - نسل سکوت
حسن خواجوئی - همشهر ی خیام
مجید جعفری
ماشاالله خلیلی - دل واشریده
علی ساروی - ایستگاه
حسن رستگار - آسوکه
باروني
بهشت گمشده
محمود شاهرودي
بچه هاي دندانپزشكي87 زاهدان
محمد طاهری
علی اضغرپور
میثم مرادی
رمضانعلی ابری
مهرداد بورچی
امین قنبری
بهاره رحمانی
عسل بانو


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


Download Cod Music

< / html >

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس